|
پسر شمالی
شخصي و فيلم
|
برای تویی که قلبم را شکستی می نویسم : تویی که خاطراتت تنها امید زیستن برای من است « همچنان دوستت دارم » می دانم که تو هیچگاه این جمله را درک نخواهی کرد اما نمی دانم چرا شاید تو هنوز وسعت عشق مرا در نیافته ای شاید تو هنوز نمیدانی که من چگونه دوستت دارم یادم می آید که می گفتی ساده باش حال ساده می گویم : « دوستت دارم » [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:37 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
به نام خدا مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی تو شگفتی خلقتی تو لبریز عظمتی تو را دوست دارم و می ستایمت! دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم. [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 20:18 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 7:57 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
به نام او
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید… قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت) دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود.. آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم.. [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:46 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
به نام الله بي قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه! بي تاب شدن عادت بي حوصله هاست مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست يامهدي،ادركني! [ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 6:44 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
به نام او
لعنت به عدو که روح تقوا را کشت ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت باز آ و بگیر انتقامی سنگین از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 10:4 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
به نام او
خداوندا، به تو امیدوارم و به تو توکل کرده ام.به من جرأت بده تا قدرتمند شوم. می دانمکـه بـرای رو بـه رو شـدن بـا دغـدغـه هـــای زنـدگـی ام نـیاز بـه قـدرت و جرأت دارم و ازطـریق قـدرت تـو می توانم نرم تر از فرشته و قدرتمند تر از شیر باشم . . . [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 8:54 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
به نام او
ما، بی تو، تا دنیاست، دنیایی نداریم / چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم ای سایه سار ظهر گرم بی ترحم! / جز سایه دستان تو، جایی نداریم . . . یا صاحب الزمان [ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 7:22 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
به نام خدا بیائید یه كمی عاشق باشیم، بیائید كمی صندوق دلامونو وا كنیم ، بیائید یه بار دیگه فریاد كنیم بیائید داد بزنیم و بگیم كه هیچ چیزی توی دنیا ثروت دلامون نیست الا وجود مقدس خدا و عشق به بنده های اون آره مهربونم اون موقع است كه قلب مهربون خوش سیمات سبز سبز مثل جنگلهای شمال می شه و به شادی ما زمینی های خاكی لبخند مهر می زنه بیا مهربون كه فردا دیره................... [ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 13:37 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
به نام الله گفتم كه خدا مرا مرادي بفرست طوفان زده ام راه نجاتي بفرست. فرمود كه با زمزمه يامهدي(عج) نذر گل نرگس صلواتي بفرست. اللهم صل علی محمد و آل محمد . [ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 11:4 ] [ اسی ارتیست ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |